اندیشه توانگر

سلام بر عزیزان دل . انشالا که خوب باشید منم خوبم شکر خدا

بلاگفا ی نامه بلند بالا نوشته و توضیح داده که چرا این مشکل پیش اومده . من که تخصصی ندارم اما اونایی که متخصص کامپیوتر هستن میگن داره زر میزنه و انتقال سرور این دردسرهارو نداره . تازه منت هم گذاشته ، نوشته درسته که ما خدماتمون مجانیه اما متعهد هستیم . این یعنی اینکه از ما طلبکار نباشید ، کسی نیست بگه آخه عن آقا ! ما تورو بلاگفا کردیم .همین خدمات رایگانت بزرگت کرد. 10 سال پیش بلاگفایی نبود . من که دیگه به بلاگفا برمی گردم .

خیلی موضوعات تو برنامم بود که بنویسم اما با اتفاقی که تو بلاگفا افتاد هم پرید .

بگذریم .


سال 79-80 که من تازه سیگار و عرق خوردنو شروع کردم ( دبیرستانی بودم) این کارا ی قبح اجتماعی بزرگ بود .بعد مدرسه با یکی از دوستام میرفتیم تا خرخره عرق میخوردیم و من تا شب بخاطر بوی دهنم تو هیچ جمعی حاضر نمیشدم چون قطعا عاقبت بدی داشت و از اینکه مردم بفهمن ترس زیادی داشتم . اون موقع همسن و سالای من اصلا نمیدونستن مشروب چی هست . خلاصه کار ندارم من به سرعت پله های ترقی رو بالا رفتم و حشیش کراک و بعدشم هروئین .

اما الان چند سالیه که اوضاع به کلی تغییر کرده ، روابط دختر و پسر آزاد شده ، ماهواره شبکه های اجتماعی همه گیر شدن و قبح مصرف مشروب بین سنین پایین به کلی از بین رفته ونه تنها قایم نمی کنن که تازه جار هم می زنن . عکس شیشه مشروب میذارن و پایینش به سلامتی چی و چی وچی مینویسن .

اما چیزی که چند وقتیه تو سطح شهر به وفور دیده میشه ، تصویر برگ گیاه کانابیس یا شاهدونه روی لباسها و پشت ماشینهاست که شاید چون شما نمیشناسینش تابحال ندیدینن ولی اگر بشناسین که چه شکلیه قطعا زیاد می بینین .

شاهدونه یا کانابیس گیاهیه که ازش ماریجوانا ، گراس و حشیش بوجود میاد . همون شاهدونه ای که ما بچه بودیم با لوله خودکار فوت می کردیم پس کله همکلاسیا .

متاسفانه ی موجی که شک ندارم از خارج داره هدایت میشه وارد کشور شده و داره قبح شکنی می کنه . اما کانابیس دیگه مثل مشروب نیست ، ما تو علم اعتیاد به کانابیس میگیم as gateway. یعنی دروازه ورود به مواد مخدر خطرناکتر . یعنی خیلی از کسایی که مشروب می خورن ممکنه معتاد نشن اما تمام افرادی که تفننی کانابیس مصرف می کنن معتاد میشن .

مصرف ماریجوانا یا گل یا گراس شده پای ثابت مهمونا و یک رفتار باکلاس .

من خیلی دلواپسم ، من دلواپسم برای کسایی که مصرف کانابیس رو کلاس می دونن . من دلواپسم برای کسایی که دارن از مصرف کانابیس لذت می برن .

بزرگترین مشکل کشور ما در حال حاضر موضوع اعتیاده . اعتیاد مسئله ایه که ممکنه برای تک تک شما ویا خانوادتون اتفاق بیوفته . من کسایی رو دیدم گرفتار شدن که حتی توخواب نمی دیدم . پس فکر نکنید که بچه های شما فرق دارن یا مثلا خودتون متفاوت هستید . نه ، اعتیاد در کمین بچه ای ماست .

اما اگر بخوام ی کلید بهتون بدم بعنوان کسی که سالها درگیر اعتیاد بوده و الان هم فعال حوزه اعتیاده اینه که 2 تا موضوع رو یاد بچه هاتون بدید :

1- مسئولیت پذیری

2- ورزش

من اگر مسئولیت پذیر بودم معتاد نمی شدم . مسئولیت پذیری یعنی مسئولیت مشکلات زندگیمو بپذیرم و بدونم که باید خودم حلش کنم . مسئولیت پذیری یعنی که من کاریو قبول نکم اگر کردم انجامش بدم . مسئولیت پذیری یعنی اینکه من درونی بشم ، بپذیرم که منشا مشکلات در درون منه و کلید حل مشکلات هم درون خودمه . مسئولیت پذیری یعنی من قبول کنم که چیزیو گردن کسی نندازم .

نمیگم تمام کسایی که مسئولیت پذیری دارن و ورزش می کنن بیمه هستن در مقابل اعتیاد اما این 2 موضوع کمک خیلی خیلی زیای به پیشگیری از اعتیاد میکنه .

اگر به بچه هاتون مسئولیت پذیری یاد بدین انگار که زندگی کردن رو یاد دادین


پ ن : سعی کنید این 2 نکته رو به دیگران هم انتقال بدید .

پ ن :کانابیس رو تو سیگار پر می کنن و اصطلاحا میچاقن . یعنی میشه تو جمع کشید چون فکر میکنی طرف داره سیگار میکشه . بوی حشیش شبیه بوی پماد سالیسیلاته یا ی چیزی تو مایه های بوی ویکس . بوی ماریجوانا و گراس هم شبیه بوی شنبلیله سوختس . علائم مصرف کانابیس ، قرمز شدن چشم ، چرت و پرت گفتن و زیاد خندیدن و پرخوریه بیش از حد . مابهش میگیم کره خوری . چون بعد از مصرف کانابیس فرد ولع غیرعادی برای خوردن غذاهای چرب داره . ضمنا به وجود قطره نازولین در وسایل بچه ها وهمسراتون شک کنید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 80 ،

خب سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیزم . داریم به ماه رمضون نزدیک میشیم . امیدوارم ماه رمضون رو با آگاهی بگذرونید .

داره یکسال میشه که من با پارتنر محترمه دوستم و واسم شده سوال که چطور من این مدتو دووم آوردم و نه زوجه جدید اختیار کردم و نه با این بهم زدم .

بگذریم

امروز صبح که از خواب بیدار شدم ، دیدم ی چیز تیز از بالش زده بیرون ، گرفتم کشیدمش بیرون و دیدم پر . پَر بالش . امدم پرتش کنم روزمین دیدم دوباره افتاد رو تخت . هرچی محکمتر پرتاب میکردم کمتر میرفت جلو . آخر سر ولش کردم ، دیدم این بار آخر که ولش کردم بیشتر رفت جلو تا اون موقع که پرتاب می کردم .

جالب بود . این جریان دقیقا در مورد انسان و روابطش صادقه . یعنی اینکه من گاهی اوقات باید برای جلو بردن رابطه ، رها کنم . بذارم این پر با ی نسیم جلو بره . اگه این اتفاق بیفته من به پیشرفت در رابطه میرسم .

بذارید ی ذره راجع به روابط عاشقانه بنویسم . عشق خیلی چیز خوبیه اما چرا این چیز خوب بعضی وقتا منجر به خودکشی اعتیاد ، افسردگی و یا حتی جنون میشه . چرا بعضیا شکست عشقی میخورن و اسیب می بینن ؟

همه می دونیم که ما انسانیم و کامل نیستیم هیچکدوم . هر کدوم از ما ی سری نقایص شخصیتی داریم . اما داستان از اونجایی غم انگیز میشه که ما مجذوب نیمه گمشدمون میشیم . نیمه گمشده یعنی آدمی که چیزهایی روکه ما نداریم ، داره .

خب ، رابطه شروع میشه و دو طرف احساس مالکیت نسبت بهم میکنن . پوله تو مال من ، قدرت من مال تو ، اعتماد بنفس تو مال من و....

یعنی دو طرف میشینن نداشته هاشونو از هم میگیرنو شریک میشن . من خودمو مالک جسم و صفات دوس دخترم یا دوس پسرم میدونم .

همه چیز خوب پیش میره تا جایی که یکی از طرفین بخواد سهم الشراکه خودشو ببره . اینجا حسی که به طرف مقابل دست میده مثل کسیه که ازش سرقت شده . یعنی وقتی دوست دختر من میخواد منو ترک کنه در واقع من نیمه میشم و خلا های شخصیتیم که با وجود اون طرف پر شده بود دوباره خالی میشه و من احساس می کنم صفات اون طرف از من ربوده شده .

اینجا 2 حالت داره : یا من می پذیرم که دوباره باید نیمه باشم و زندگی کنم و این رابطه رو مثل پَر بالشم رها کنم یا اینکه نپذیرم و با اون طرف و خودم جنگ کنم .

معمولا تو جامعه ما اتفاق دوم میوفته . شروع می کنه به تهدید ، فحش ، گوه میزنن تو آبروی خانوادگیه هم و ... عکسای خصوصی منتشر می کنن ، نمی دونم ،پسره سوتین دختره رو میفرسته دم خونه دختره ٬ دختره شورت پسره رو میفرسته دم خونش و ... . دیدم که میگمااا ، طرف وقتی رابطشون بهم خورده ، لباس زیر دختره رو که تو خونش مونده بوده فرستاده واسه بابای دختره !!!!!!!!!

حالا هر چقدر نقصهای شخصیتی طرف بیشتر بوده باشه ، اسیب بیشتری می بینه و قطعا بیشتر سر و صدا می کنه وانتقام میگیره .حقم داره ، ازش سرقت شده . چون طرفو مال خودش می دونسته و الان مالشو ازش گرفتن .

تواینجور مواقع هر طرفی که عزت نفس بالاتری داشته آسیب کمتری می بینه .


کاش میشد این اصطلاح نیمه گمشده رو از ذهن مردم پاک کرد .کی گفته که باید با نیمه گمشده رابطه داشت ؟

نیمه گمشده مارو کامل نمیکنه ٬ رابطه رو کامل میکنه . اما من باید دنبال کسی باشم که خودمو کامل کنه . من وقتی عزت نفس داشته باشم ٬ وقتی به شخصیت خودم باور داشته باشم ٬ میدونم که نیمه گمشده نمیتونه منو کامل کنه.

ببینید ، من اگر بچه دار بشم ، به بچم یاد میدم که هر چیزی ( جز نفس انسان یا سوپرایگو ) مرگ داره .رابطه مرگ داره. بخدا اگر ما تو زندگی یاد بگیریم که همه چیز مرگ داره هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد . من اگر بچه دار بشم ، مهمتر از نمره درس ریاضیش برام داشتن عزت نفسش مهمه . عزت نفس انقدر اهمیت داره که گاهی ممکنه نداشتنش گرون تموم شه .

من ی شکست عشقیه این مدلی خوردم که شد زبان زد کل اطرافیانم . یعنی هنوز که هنوزه بعد گذشت 6-7 سال همه یادشون که چه اتفاقات وحشتاکی برای من و اون رابطه و اون طرف افتاد . فقط بخاطر اینکه اولا اون نیمه گمشده من بود ، ثانیا من نمی دونستم که هر چیزی مرگ داره .


پ ن : فک کنم تا همین جا کافیه ، شب جمعه خوبی داشته باشید .

پ ن : این موزیکو گوش بدید بازم بگید میلاد بد آدمیه بید بی مجنون




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 78 ،

سلام

صبح روز شنبه بخیر ، امیدوارم که حالتون خوب باشه و هفته خوبی داشته باشید .

نکته اول اینکه میوه های خوشگل و خوشمزه تابستون دارن دونه دونه از راه میرسن . حسابی ویتامین بازی کنید و لذت ببرید .من شام فقط میوه می خورم . انگور و زردآلو و سیب گلاب اومده ، بزنید تو رگ و حال کنید.

نکته دوم اینکه ، انبه اومده . انبه هم مثل آناناس جز میوه هاییه که تو مملکت ما کاشته نمیشه و از آسیای جنوب شرقی وارد میشه . انبه میوه فوق العاده ایه ، می تونید بزنید تو شیر و بعنوان میان وعده بخورید . من پارسال میخریدم کیلو 8 تومن اما امسال 15 تومن خرید . فک کنم چون تازه اومده ی کم گرونه . از دست ندید چون 2-3 ماه دیگه تموم میشه فصلش .

پست قبلیو که نوشتم یکی از دوستان که من شدیدا بهش علاقمندم ی کامنت گذاشت ، می خواستم در جواب کامنتش بنویسم که دیدم چقدر به نکته خوبی اشاه کرده و می تونم تبدیلش کنم به ی پست .

این دوستمون آدمارو 2 دسته کرده بود ، عاقل و احساسی و گفته بود که عاقلا بعد از شکست عشقی دیوونه بازی درنمیارن و اما احساسیا بعد از اتمام ی رابطه خل بازی درمیارن .

البته مطالب این پستو قبلا تو بلاگفا گفتم اما دوباره میگم .

ببینید همه آدما عقل دارن ، احساسم دارن . بر خلاف شعرها و مطالب ادبی که سالهاست در این تفکر هستن که عقل یا احساس و اینکه حق با کدومه و با احترام به همه این شاعرانگیها ، من میگم همه عاقلا احساسی هم هستن . اصلا اگر احساس نباشه که عقل کار نمی کنه . احساس مثل بنزینه وعقل مثل موتور ماشین دوگانه سوز . چرا گفتم دوگانه سوز ؟ چون عقل بجز با احساس با ی چیز دیگه هم کار می کنه که در حوصله بحث امروز نیست .

بذا ی مثال بزنم ، همه ما می دونیم که عقل میگه دست به آتیش نزن ، چون میسوزی . عقل رو چه حسابی این حرفو میزنه ؟ رو حساب اینکه گرمای آتیش از طریق حس دریافت شده . شما وقتی دستتو طرف ی چیز داغ میبری ، احساس بهت میگه این داغه و به سیستم عقل اطلاعات میده که اگه دست بزنی میسوزی و شما دست نمیزنی .

پس احساس گشت میزنه و برای سیستم عقل اطلاعات و خوراک جمع میکنه . اطلاعاتی که از طریق حس جمع میشه توسط ی جسم سفید رنگ برای عقل ترجمه میشه به نام مغز .

تا اینجا کارکرد حس و عقل و مغزو فهمیدیم .

هه انسانها عقل دارن ، اصلا مگه میشه از روح خدا در ما دمیده شده باشه اما عقل نداشته باشیم ؟ بنظر شما شدنیه ؟ مگه میشه اشرف مخلوقات بدون عقل خلق شه ؟ حیوونم عقل داره اون وقت انسان نداره ؟

فقط اتفاقی که میوفته اینه که گاهی ما دسترسیمون به سیستم عقل کم یا قطع میشه . مواد مخدر ، الکل ، شهوت ، خشم ، افکار منفی و ... به عنوان یک پوشش میان روی عقل رو می پوشونن و ما دیگه دسترسی به عقل نداریم . مثلا طرف شهوت از چشماش داره میزنه بیرون و واقعا توان تصمیمگیری رو ازش گرفته ، بواسطه شهوتی که داره وارد ی رابطه اشتباه میشه و بعد از یک مدت می فهمه چه گهی خورده .

عقل میگه شما دست رو همسرت بلند نکنن ، اما خشم مثل یک پوشش میاد روی عقل و طرف زنشو میزنه ، بعد که خشم فروکش می کنه تازه می فهمه چیکار کرده . وقتی هنوز خشم داره بری بهش بگی میگه خوب کردم زدم اما بعد از خشم بری پیشش میگه عجب غلطی کردم .

کسی که عزت نفس نداره خیلی راحت به تسخیر افکار نفی درمیاد .تو پست قبل بعد از شکست عشقی ، اون کسی که عزت نفس نداره ، توسط افکار منفی احاطه میشه و طرف مجبور به انجام رفتارهای عجیب و غریب میشه .


پ ن : گرفتید ؟




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 77 ،

سلام عرض می کنم

امیدوارم خوب باشید . من عالیم

من امسال تو ماه رمضون یکم از فضای مجازی فاصله میگیرم . شاید ی پست گذاشتم ، شایدم نذاشتم . نمی دونم . اما به یاد همتون هستم . تلگراممو پاک نمی کنم اما شاید بهش سر نزنم . اگه پیام دادید و جواب ندادم فکر نکنید مردم .


موضوع امروز رو یادم نمیاد که قبلا راجع بهش نوشتم یا نه . اما یکی از مشکلات بزرگ من قضاوت کردن دیگران بود . خیلی راحت به خودم اجازه میدادم دیگرانو قضاوت کنم . اما چند وقتیه که دارم ازش عبور می کنم . کم کم یاد گرفتم و دارم موفق میشم .

من وقتی شروع می کنم به قضاوت کردن ، در واقع دارم با اطلاعات خودم طرف مقابل رو مورد سنجش قرار میدم . اما نکته مهمم اینجاست که من اطلاعاتم راجع به دیگران ناقصه .

بذارید مثال بزنم ، اینجا فضا مجازیه ، من اطلاعاتم راجع به شما فوق العاده کمه . البته بعضیاتونو بیشتر میشناسم . مثلا خانوم شاد . حدود 2 ساله که مخاطب وبلاگ منه .ایشون معمولا روزانه هاشو مینویسه .با اینکه من همیشه روزانه هاشو میخونم اما اطلاعاتم راجع به زندگی و شخصیت ایشون کمتر از 5 درصده . یعنی هیچ . اون وقت میام با همین اطلاعات کم و ناقص شروع می کنم ایشونو قضاوت کردن . اولین اتفاق دردناکی که میوفته اینه که من حسم نسبت به این خانوم تغییر می کنه . حسم غیرواقعی میشه . چون بر مبنای اطلاعات غلط قضاوت کردم . مثلا ممکنه تو یکی از پستهاش گفته باشه که از فلان چیز میترسه ( البته نگفته ها ، این مثاله ) چون من قضاوتش می کنم در ذهن من ی ادم ترسو میشه ، در صورتی که اینجوری نیست .

تو دنیای حقیقی هم همینه . همکارمون تو محیط کار به ارتقا شغلی میرسه ، ما اطلاعاتمون نسبت به ایشون و زحماتی که کشیده ناقصه . شروع می کنیم به قضاوت " این یارو حتما با مدیر ی رابطه ای داره ، مرتیکه دیوس هیچ کاری نمی کنه و ارتقا گرفته و .... " و هزارتا قضاوت دیگه . در صورتی که شاید اون طرف کلی زحمت کشیده و مزد زحماتشو گرفته اما چون من اطلاعاتم ناقصه قضاوت می کنم .

اما قضاوت ی بعد دیگه هم داره که شاید کمتر نسبت بهش آگاهی داشته باشیم . اونم قضاوت راجع به خودمونه . جالبه که مطالبی که بالا گفتم همه راجع به قضاوت در مورد خودمون هم صادقه . ما خودمونو قضاوت می کنیم در صورتی که اطلاعاتمون راجع به خودمون هم ناقصه . می خوایم ی کاریو شروع کنیم و هنوز اقدامی نکرده میگیم " من که نمی تونم ، این کار من نیست و .... " . از کجا می دونی که نمی تونی ؟

میخوایم سیگار بکشیم برای اولین بار و میگیم : من که سیگاری نمیشم همین ی باره . از کجا می دونی سیگاری نمیشی ؟


شاید مخرب ترین نوع قضاوت ، قضاوت در مورد خودمون باشه . این نوع قضاوت می تونه مارو به مسلخ ببره . می تونه مارو به باد بده .

بحث من این نیست که قضاوت زود هنگام نکنیم و یا قضاوت غلط نکنیم ، نه . من میگم اصلا نباید قضاوت کنیم ، تحت هیچ شرایطی. قضاوت کار ما نیست . قضاوت کار خداست ، اصلا صفت خداست . من حتی اگر چیزی رو به چشم ببینم هم حق قضاوت ندارم ، حالا چه برسه به چیزی که ندیدم و فقط از دیگران شنیدم .


پ ن : تو فضای مجازی چون ارتباط از طریق نوشتاره و تو نوشتار حس خیلی کمه ، قضاوتهای ناجور میشه . خیلی مراقب باشیم .

پ ن : موفق باشید

بعدا نوشت : من سعید آقاخانی رو در مقام کارگردان و محسن تنابنده رو در مقام بازیگر و نویسنده واقعا قبول دارم . اما فیلم « لامپ صد » تمام باورهامو با تردید مواجه کرد . راستش من اکثر فیلمهایی که در ژانرهای درام و تراژدی به موضوع اعتیاد پرداختن رو دیدم اما این واقعا افتضاح بود . requiem for a dream و علی سنتوریم فیلم بود ٬ اینم فیلم بود . هرجوری اومدم فیلم لامپ صد رو تحلیل کنم ٬ نشد . انقدر که ضعیف بود.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 78 ،

سلام . امیدوارم اوضاع و احوالتون خوب و روبراه باشه . من خیلی خوبم . همه چیز طبق برنامه پیش میره و تحت کنترله .

به نیمه ماه رمضون رسیدیم و براتون آرزوی قبولی طاعات و عباداتو دارم .

یکی از مواد غذایی که تو ماه رمضون خیلی مصرف میشه خرماست . خرما نه فقط به عنوان یک میوه ٬ بلکه در واقع ی غذا محسوب میشه . یعنی اگر شما فقط خرما هم که بخورید میتونید سلامت بمونید و زندگی کنید .

خرما بینظیر ترین غذا برای بدست آوردن انرژیه و و کالریش نسبت به قند خیلی کمتره و برای خوردن چای پیشنهاد میشه . خرما کلکسیونی از انواع ویتامین و مواد معدنیه . خرما پروتئین و چربی سالم داره . میتونید خواصشو تو اینترنت مطالعه کنید .

اما واقعا چرا خرما انقدر پر خاصیت و مفیده ؟

خرما در شرایط سخت و بدترین نوع آب و هوا پرورش داده میشه . جنوب ٬ هوای گرم و آب شور و ...

خرما در محرومیت مطلق کشت میشه. ما هیچ میوه ای رو نداریم که اندازه خرما محرومیت بکشه و اندازه خرما پرخاصیت باشه .

اینارو گفتم که به اینجا برسم . این جریان در مورد انسان هم به همین شکله . یعنی محرومیت در انسان ممکنه انسان رو تبدیل به خرما کنه . من تو وبلاگی که تو بلاگفا داشتم ی پست راجع به انهدام ساختار نوشتم . محرومیت میتونه ساختار انسانو منهدم کنه . حالا اینجا ۲ تا اتفاق میتونه بیوفته :

۱ . انسان تبدیل بشه به خرما و جهش کنه و بزرگ و قدرتمند بشه

۲. انسان میتونه تبدیل بشه به خار . بی خاصیت و بدردنخور . خار هیچ خاصیتی نداره . حتی به درد سوزوندن هم نمیخوره چون دود میکنه .

پس محرومیت و سختی در انسان به ۲ شکل عمل میکنه ٬ یا مثل خرما قوی و پرخاصیت یا مثل خار بدردنخور .

غم هم به همین شکل عمل میکنه . یعنی غم سنگین ٬ غمی که کمر آدمو خم میکنه میتونه پله ای باشه برای جهش و پیشرفت .

پس نباید تصور کرد که غم فقط نابود کنندس . نه ٬غم بزرگ میتونه مقدمه صعود باشه . اینکه شما بتونی هوشیار باشی و تلاش کنی تا خودتو احیا کنی ٬ این باعث میشه پیشرفت کنی .

من برای همتون از خدا صبر میخوام و آگاهی . چون انسان در سایه آگاهی میتونه از غم و محرومیت استفاده کنه و تبدیل به خرما شه و اگر آگاهی نباشه برعکس تبدیل به خار میشه .





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 78 ،

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و برنامه های زندگیتون مرتب اجرا بشه .

دیگه ماه رمضون داره نفسای آخرو میزنه ، پیشاپیش عید فطرو تبریک میگم . من ی مسافرت کاری داشتم که حدود 15 روز طول کشید . برگشتم و حالمم عالیه .

میوه های تابستونی اومده و من دارم خودمو خفه می کنم . شلیل ، سیب گلاب ، آلو و گیلاس و ... شکر خدا بخاطر نعمتهاش .سعی کنید شام بحای سالاد و غذا میوه بخورید .

میوه خوردن باعث میشه شما جسمتون پایدار بشه . یعنی چی ؟ یعی اینکه اگر اتفاقی درون بدنتون بیوفته ویتامینها و مواد مغذی میوه شما رو به حالت قبل برمیگردونه . میوه بدن روقوی و پایدار می کنه و این یعنی قدرت مبارزه با بیماریها بالا میره و ی جورایی بدن متعادل میشه .

این پایداری و تعادل علاوه بر جسم باید در درون انسانن هم باشه . توپست قبل راجع به غم و مشکلات نوشتم و اینکه میشه از سختی ها استفاده کرد و تبدیل به خرما شد . ببینید ، اگر انسان بتونه پایداری در خودش بوجود بیاره ، یعنی مثل فنر که بعد از کشش دوباره سرجای اولش برمیگرده ، بعد از مشکلات و غمها دوباره سرجای اولش برگرده و خودش رو احیا کنه میتونه تبدیل شه به خرما و در واقع به تعادل برسه .

آدما یا پایدار هستن ، یا ناپایدار و یا بی تفاوت . کسی که پایداره ، بعد از حمله مشکلات برمیگرده سرجای اولش . اما کسی که ناپایداره ، مثل جسمی که میوه نخورده ، بعد از حمله غمها و مشکلات وارد تاریکیها میشه و روز به روز افت میکنه و میشه مثل خار. مثل کسی که شکست عشقی میخوره و بعدش میره معتاد میشه یا خودکشی میکنه .

اما اونایی که بی تفاوت هستن ، اصلا براشون اهمیتی نداره . مثل گونی سیب زمینی هستن ، نه رشدی می کنن و نه افتی . درجا میزنن . اینا معمولا تو زندگی هیچ گهی نمیشن. حالا اون چیزی که باعث میشه انسان پایدار بشه و در برابر مشکلات بازگشت پیدا کنه اسمش هست ایمان .

ایمان باعث شکلگیری امید در انسان میشه . ایمان میتونه انسانو از رکود دربیاره و موتور تولید انرژی رو در انسان روشن کنه . ایمان یعنی اینکه شما چیزیو نبینی اما اطمینان داشته باشی وجود داره . شما وقتی به مشکل برمیخورید اگر ایمان داشته باشی که روز خوب میاد ٬ حتی با اینکه اون روزو نمیبینی اما مطمئن باشی که مشکلات حل میشه و روزهای خوب از راه میرسه .

نمیدونم منظورمو درست منتقل کردم یا نه .

نمیدونم چرا کامنتای طولانی که براتون میفرستم ارسال نمیشه . اگر کامنتام اومده بهم بگید ‌.

تعطیلات خوش بگذره .فعلا خدا نگهدار


بعدا نوشت : ی سوال میکنم میخوام بدونم که این مطالبی که نوشتم و شما خوندین آیا بار آموزشی هم داشته یا فقط خوندین و رد شدین . ی جورایی امتحان پایان ترمه

بزرگراه همت یکی از بزرگترین و اصلی ترین راههای شهر تهرانه که شرق و غرب بهم متصل میکنه . حداکثر سرعت در این بزرگراه ۱۰۰ کیلومتر در ساعته و البته اگر بیشتر از ۱۰۰ بریم با دوربینهای کنترل سرعت عکس میندازن و برگ جریمه میاد دم خونه .خب ٬امروز من داشتم با سرعت ۱۰۰ تا تو لاین سبقت حرکت میکردم. ی ماشین اومد پشتم و شروع به چراغ و بوق زدن کرد .

من سه عکس العمل میتونستم نشون بدم ٬

یا از جام تکون نخورم و بذارم اون یارو انقد بوق و چراغ بزنه که جر بخوره .

یا اینکه سرعتمو زیاد کنم و ازش فاصله بگیرم

یا اینکه بیام کنار و اجازه بدم اون با سرعت بالای ۱۰۰ حرکت کنه و جریمه بشه و یا خدای نکرده تصادف کنه و اصلا به سلامتش فکر نکنم .


خب ٬ بنظر شما بهترین عکس العمل کدومه ؟ من کدوم یک از این کارارو باید میکردم ؟ جواب بدید




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 81 ،

سلام بر شما . من خوبم و امیدوارم شما هم خوب و روبراه باشید .

درود بر شما که تو پست قبل بهترین جوابو دادید . ببینید ٬ ما آدما گاهی زیادی مسئولیت پذیر میشیم و در واقع دچار عقده مسئولیت میشیم ( ترکیبی بهتر از این پیدا نکردم ) . عقده مسیولیت یعنی ما مسئولیت دیگرانو به دوش میکشیم . من اگر از جلوی اون ماشین کنار نمیرفتم با این کارم بار مسئولیت اون راننده رو به دوش میکشیدم . حالا عیبش چیه ؟ عیبش اینجاس که انرژیهام بیخود و بی جهت هدر میره . بار مسئولیت دیگرانو بدوش نکشید ٬ حتی مشق بچه هاتونو هم ننویسید . ی جمله از من یادگار داشته باشید : تا کسی ازتون کمک نخواسته ٬ کمکش نکنید .

خب بگذریم ٬ بریم سراغ موضوع جذاب مدیتیشن .

برای اینکه راجع به مدیتیشن بگم اول باید راجع به ذهن حرف بزنم. البته در وبلاگ فقید بلاگفا مفصلا راجع به ذهن نوشته بودم اما لازمه اینجا بگم .

قبلا گفتم ( شاید بیشتر از ۱۰۰ بار ) که انرژی دقیقا مثل پوله . یعنی با کار و زحمت درمیاد ٬ میشه خرجش کرد ٬میشه پس اندازش کرد ٬ میشه دزدیدش و ... دقیقا عین پول .

حالا مسئول برنامه ریزی و مدیریت خرج کردن انرژی در انسان چیزیه به اسم ذهن . ما آدما فکر میکنیم فکر کردن مجانیه و هزینه ای نداره در صورتی که فکر کردن از ما انرژی میگیره و چون گفتیم انرژی مثل پوله پس فکر کردن رایگان نیست. حالا اگه ما به مسائل مثبت فکر کنیم درست مثل اینه که پولامونو سرمایه گذاری کردیم اما اگه به موضوعات بیهوده فکر کنیم انگار پولامونو ریختیم دور .

ذهن دقیقا مثل مجلس شورای اسلامی عمل میکنه . مجلس کارش تعیین بودجه و میزان مخارج کشوره . ذهنم کارش اینه ٬ ذهن تعیین میکنه که چه مقدار انرژی صرف چه کاری بشه .

ذهن از صبح شروع به کار میکنه و انرژیهای مارو خرج میکنه ٬ با فکر کردن به آینده و به گذشته بخش زیادی از انرژیهای مارو میگیره . حالا ما ی راه داریم برای اینکه برای مدتی ذهن رو بذاریم رو حالت استند بای ٬ یعنی از خرج شدن انرژیهامون جلوگیری کنیم و به ذهنمون ی استراحت بدیم . درست مثل تعطیلات مجلس . و اون راه چیزی نیست جز ٬ مدیتیشن یا مراقبه .

اینجا دارم به ی زبونی مینویسم که تو هیچ کتابی ننوشته . مدیتیشن به زبون ساده یعنی من کاری کنم که ذهنم نه در آینده باشه و نه در گذشته و فقط و فقط و فقط در لحظه اکنون باشه . به هیچی فکر نکنه . وقتی شما بتونید برای مدتی هرچند کوتاه ذهنو خالی کنید ناخودآگاه ذخایر انرژیتون شارژ میشه و عملکرد ذهن به طرز باور نکردنی بالا میره .

مدیتیشن متد ها و انواع زیادی داره که سعی میکنم متدهایی رو که تجربه کردم رو بگم اما فعلا میخوایم از ساده ترین اما پرکاربردترین شیوه بگیم .

اگر در فضای بسته هستید ٬ سعی کنید نهایت سکوتی رو که میتونید بوجود بیارید . نمیگم برید تو کمد ٬ اما سعی کنید ساعت ٬ موبایل و کولر و ... صدا ایجاد نکنن . ی جا بشینید ٬ یا بخوابید ٬ اصلا پوزیشنتون مهم نیست اما بهتره چهارزانو بشینید و دستاتونو بحالت چین مودرا بگیرید ٬ درست مثل عکسی که بالای سمت راست وبلاگه منه . حالا سعی کنید به تنفستون توجه کنید . همین . به همین سادگی . در ذهنتون تجسم کنید که مقداری هوا از راه بینی وارد ریه میشه و شکم شمارو باد میکنه و دوباره با بازدم از طریق بینی خارج میشه . نفس رو دنبال کنید . از بینی دنبالش کنید تا شکمتون باد شه و مسیر برگشت رو هم از شکم دنبال کنید تا خارج شه.هیچ کاری لازم نیست بکنید . فقط به ورود و خروج هوا توجه کنید .

گفتم که ذهن برای مدتی نباید به چیزی فکر کنه ٬ درسته ؟ خب برای اینکه این اتفاق بیوفته و برای شروع شما باید بجای فکر کردن به صدتا موضوع که تو ذهنتون هست به یک موضوع فکر کنید و اون دم و بازدم شماست . بعد از ی مدت این توانایی رو پیدا میکنید که بدون توجه به تنفس ذهنتون رو خالی کنید .


مدیتیشن یعنی همین . یعنی شما بتونید به ی روشی ذهن رو به سکوت ببرید . حالا هرچی این سکوت طولانی تر باشه بعدش آرامش و حال خوش بهتری نسیبتون میشه .

نمیدونم گرفتید یا نه ؟




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 77 ،

سلام عرض میکنم. امیدوارم خوب باشید . منم خوبم و همه چیز تحت کنترله . اینکه همیشه میگم خوبم به این معنی نیست که غصه و مشکل ندارم ٬ چرا منم آدمم ٬ مشکل دارم ٬ غم دارم ٬ دلم میگیره و ... اما میدونم که اینها میگذره و روزهای خوب میرسن .

نمیدونم مدیتیشن رو امتحان کردید یا نه .

ذهن انسان ی جوریه . چجوری ؟ اینجوری که بخشیش مربوط میشه به افکار منفی و شیطانی و بخش دیگش افکار مثبت و الهی . این دو بخش همیشه در حال نبرد هستن . بخش منفی ذهن از سکوت و آرامش بدش میاد . دوست نداره شما مدیتیشن کنید . دوست نداره تمرکز و آرامش داشته باشید . این خاصیت ذهنه .

برای همین هروقت شما قصد تمرکز و یا سکوت ذهن داشته باشید به بهانه های مختلف وارد عمل و ایجاد اختلال میشه . مثلا ی بار امتحان کنید و قصد کنید که متمرکز شید ٬ بخش منفی ذهن وارد میشه و اول دماغتون میخاره بعد ... میخاره ٬ عطسه میکنید ٬ سرفه میکنید و ... . همه اینا کار بخش منفی ذهنه که میخواد به ی ترتیبی برینه تو آرامش و سکوت ذهنی آدم .

تنها راه مبارزه با این موضوع کم محلی کردن و اهمیت ندادنه . یعنی اگه موقع مدیتیشن دماغت خارید باید کم محلی کنی تا دست از سرت برداره .

از اینا که بگذریم ٬ دومین روش مدیتیشن در فضای بازه . اون قبلی مربوط به فضای بسته بود و شما ورود و خروج هوا رو دنبال میکردید . این یکی مربوط به طبیعت و فضای بازه . تو طبیعت دیگه سکوت نیست و نمیشه هم کنترلش کرد .

خب حالا باید چه کرد ؟ تو فضای باز چهارزانو بشینید و دستاتونو به حالت چین مودرا ( مثل عکس بالای وبلاگ من ) بگیرید . بعد بجای تمرکز کردن و دنبال کردن تنفس ٬ رو یکی از صداهای طبیعت تمرکز کنید . مثلا جایی هستید که صدای ماشین ٬ پرنده ٬ جیرجیرک و باد که میخوره به برگ درختا میاد .

خب ؟ حالا شما یکی از این صداها که خوشایندتونه رو انتخاب کنید و با چشم بسته تمام تمرکز و حواستونو بدید به اون صدا . مثلا صدای برگ درختارو انتخاب کنید و فقط و فقط به اون صدا توجه کنید . کم کم و بعد از چند دقیقه شما دیگه هیچ صدایی نمیشنوید بجز همون یک صدا . یعنی انگار صداهای دیگه قطع میشه . بعد از ی مدت شما دیگه به هیچ چیز و هیچ کس فکر نمیکنید و در لحظه اکنون قرار میگیرید .

خب اینارو که گفتم امتحان کنید و نتیجشو بهم بگید . امیدوارم کاربردی باشه .




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 81 ،

سلام علیکم و رحمت الله و برکاتو

خوبید که انشالا ؟ منم خوب و خوش و خرمم

این روزا تیتر روزنامه ها و خبرهای اخبار همش مربوط میشه به توافق هسته ای . اونایی که منو میشناسن میدونن که من حسابم با مذهب و سیاست صاف شده . یعنی کار به کار هم نداریم ٬ اونا اون ور جوب من اینور جوب . همه خوبن ٬ چه راستیا چه چپیا ٬ همه راست میگن چه امریکاییا چه ایرانیا و ...

و اینم بگم که انرژی هسته ای حق من نیست ٬ چند ساله بخشیدم . بودن انرژی هسته ای نه برای من مهمه و نه تاثیری در زندگیم داره .

خب اما بهرحال گویا این توافق حاصل شده. موضوع اینجاس که کشورای قدرتمند خودشون بمب اتم دارن اما میگن شما نداشته باشید . داشتن بمب اتم یک گذار غیرمجازه . یعنی نباید بمب اتم داشت . اما بعضی کشورها از این گذار غیرمجاز عبور میکنن .

ما آدما گاهی اوقات در زندگی بمب اتم میسازیم ٬ یعنی از گذارهای غیرمجاز عبور میکنیم .

اگه یادتون باشه تو وبلاگی که بلاگفا رید توش راجع به تراز انرژی نوشته بودم . گفتم که الکترون به دور هسته اتم در مدارهای مختلف با سطوح متفاوت انرژی میچرخه و برای اینکه این مدارها عوض شه باید انرژی بگیره یا انرژی از دست بده . یادتون هست ؟ اگه نیست بگید .

حالا عوض کردن بعضی از این مدارها برای ما غیرمجازه . یعنی ما اجازه نداریم به بعضی از این مدارها بریم . گذارهای غیرمجاز کارهایی هستن که برای ما ضرر دارن . مثلا خیانت به همسر یک گذار غیر مجازه .

ما همیشه برای عبور از گذارهای غیر مجاز بهای زیادی میدیم . بهایی بیشتر از ارزش واقعی . دقیقا مثل ایران که برای بدست آوردن انرژی هسته ای بهای زیادی پرداخت کرد و سالها در شرایط تحریم بود .

انسان معمولا سراغ منبع انرژی میره و اهمیتی به نوع انرژی نداره ٬ همینکه انرژی باشه جاذبه بوجود میاد . گذارهای غیرمجاز میدان انرژی دور خودشون ایجاد میکنن و این باعث کشش ما به اون سمت میشه .

حالا ما هرچی تعادل بیشتری داشته باشیم بیشتر به سمت گذارهای مجاز میریم و هرچی نامتعادل تر باشیم بیشتر به سمت گذارهای غیرمجاز میریم . آدمی که مشروب خورده رو تصور کنید ٬ اصلا در شرایط متعادل نیست و هر لحظه از گذارهای غیرمجاز عبور میکنه . حرفای نامربوط میزنه ٬ چرت و پرت میگه ٬ معاملات سنگین میکنه ٬ سرعت زیاد میره و ..‌.

اینا یعنی عبور از مسیر اشتباه .

ایشالا که همه در تعادل باشیم و از گذارهای مجاز عبور کنیم . من دو تا سفر پشت هم دارم برای شرکت در یک دوره آموزشی و یک سمینار . نمیدونم دسترسیم به نت در چه وضعیه اما سعی میکنم هفته یکبار خدمت برسم .

فعلا خداحافظ





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 76 ،

سلام علیکم

من این چند وقته به شدت سرم شلوغه فرصت نمیکنم بیام اینجا .اما حالم خوبه .

دو سوم از تابستون گذشته و کشور از کم آبی رنج میبره . مخصوصا تهران و شهرهای پر جمعیت . کاش همه احساس خطر کنیم و کمتر مصرف کنیم . مدت زمان حموم رفتن رو کم کنیم . اتفاقی نمیوفته .بخدا ما تو زندان ۲ دقیقه فرصت داشتیم حموم کنیم و ریش بزنیم و واقعا هم میتونستیم . پس همه میتونن تو مدت زمان کم حموم کنن.

نکته بعدی اینکه بلاگفا بی ناموس ذوق وبلاگنویسیو از هممون گرفت ٬ کلا سایت بلاگفا از بین بره صلواااات .

و اما موضوع مهم و استراتژیک نان . چند سال پیش ( منظورم ۱۵-۲۰ سال پیشه ) هر کس میدید ی تیکه نون رو زمین افتاده خم میشد و اونو برمیداشت و میبوسید و میذاشت ی گوشه . یادتونه ؟

اون موقع ها نون بربری ۱۰ تومن بود و الان ۱۵۰۰ تومن . اتفاق بدی که در چند سال اخیر زیاد میبینم اینه که مردم نون رو دور میریزن . تو سطل آشغال میریزن در صورتی که نون در کشور ما قوت غالب محسوب میشه و نیاز اساسی و اولیه زندگیه . بی حرمتی به نون چند ساله که کلید خورده و جالب اینجاس که هرچی نون گرونتر میشه این وضع بدتر میشه . من اگه اینجا راجع به نون نطق میکنم بخاطر اینه که محتاج نون شب بودم ٬ بخاطر ی نون لواش التماس کردم و ...

پس قدر نون رو بدونید .

اما خوردن چه نونی خوبه . ما کلا در ایران دو نوع نون داریم . حجیم و مسطح . بخاطر نوع فرهنگ تغذیه ما و شکل غذاهامون ما معمولا از نون مسطح استفاده میکنیم . چون نون حجیم با غذاهای ما سازگار نیست .

تو نونهای مسطح بهترین نون ٬ نون سنگکه . چون بیشترین میزان سبوس رو داره . نون بربری و تافتون بیشتر در حد اینکه گاهی هوس کنیم و بخوریم خوبه اما نون فقط نون سنگک . اما نون لواش ٬ نون لواش اصلا نون نیست . در واقع لواش خمیر خشک شدس . چون انقدر نازکه که فقط تو تنور خشک میشه و نمیپزه . به هیچ عنوان از نون لواش استفاده نکنید چون نه تنها ارزش تغذیه ای نداره بلکه به سیستم گوارشتون آسیب میزنه .

اما کاری که من میکنم چیه ؟ من همیشه نون سنگک میخرم ولی همیشه غذاهامو و مخصوصا صبحانه هامو با سبوس گندم میخورم . ی بسته نیم کیلویی سبوس گندم برای چند ماه بسه . هر لقمه که میگیرید روش ی کم سبوس بپاشید و غذارو میل کنید .

میتونید داخل بعضی غذاها هم سبوس بریزید .

خلاصه اینکه نون رو احتیاط مصرف کنید و نذارید حتی یک اینچ از اون حروم بشه .

آهنگ شب انتظار داریوش رفیعی رو دانلود کنید و گوش بدید . این آهنگ تو این هفته عجیب حال منو خوب کرد .

تا پست بعدی فعلا خداحافظ




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 90 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2216
  • بازدید امروز :13
  • بازدید دیروز : 8
  • بازدید این هفته : 38
  • بازدید این ماه : 13
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه